على اكبر دهخدا

1196

امثال و حكم ( فارسى )

كدام ابله بود احمق‌تر از آنك بر زبر استاد دوكان گيرد . كيمياى سعادت . رجوع به : دكان برتر گرفتن ، شود . كدام باد شما را باينجا آورد . تمثل : امشب بر من زمانه شاد آوردت * جوز افش و مشترى نهاد آوردت اميد نبد مرا كه آئى بر من * اى آتش دل كدام ياد آوردت . مجير بيلقانى . رجوع به : آفتاب از كدام سمت . . . ، شود . كدام دانه فرو رفت در زمين كه نرست چرا بدانهء انسانت اين گمان باشد . ( مرا بگور سپارى مگو وداع وداع * كه گور پردهء جمعيت جنان باشد فروشدن چو بديدى برآمدن بنگر * غروب شمس و قمر را چرا زيان باشد . . . ) جلال الدين رومى . كدام دنده بخوابانمت كه بادت در نرود . رجوع به : بكدام سازت . . . ، شود . كدام عاقل رغبت كند در آن صيدى كه جغد در پى او همعنان رود با باز . كدام گور او را تن ميگيرد ؟ نهايت شقى و گناهكار است . تمثل : تن من گر در اين حسرت بميرد * بگيتى هيچ گورش نپذيرد . ويس و رامين . كدام گور مىخوابد ؟ رجوع به : فقرهء قبل شود . كدام محنت ديدى كه آن بماند مقيم كدام نعمت ديدى كه آن نيافت زوال . از عقد العلى . نظير : و كل مصيبة نزلت بقوم * سيأتى بعد شدتها الرخاء . كدبانو و كدخدا كه با هم سازند از خاك زر كنند . تمثل : نشنو دستى كه خاك زر گردد * از ساخته كدخدا و كدبانو . ناصر خسرو . كدخدا رود بود و كدبانو بند . و از دست زن نادوست و ناكدبانو بگريز كه گفته‌اند . . . اما نه چنان كه چيز ترا دو دست گيرد و نگذارد كه تو بر چيز خود مالك باشى . ) از قابوسنامه . كدخداى كوهستان . بمزاح ، خرس . كدخداى كيگا . احول و چپ . كيگا دهكده‌اى در شمال طهرانست كه مردم آن همگى مبتلا به حول باشند . كدخدائى خدائى است برنج خاصه آن را كه نيست نعمت و گنج